حضرت زینب(س) شیرزن دشت کربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى که به همراه همسرش به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید. در گفت وگویی با حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابوالقاسم مقیمی حاجی؛ رئیس پژوهشکده دانشنامهنگاری دینی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ابعادی از زندگی آن حضرت بررسی شد که اکنون از نظر شما میگذرد.
***
عابده آل علی(ع)
از معروف ترین لقبهای حضرت، زینب کبری است؛ یا در روایات و تاریخ از ایشان به «الصدیق الصغری» در کنار مادرش یاد کرده اند یا به نام عقیله یا عقیله بنی هاشم از او یاد کرده اند. همچنین لقبهایی مانند عالمه، عارفه، محدثه در منابع آمده است که همگی از ابعاد عرفانی و علم و راوی و حدیث گو بودن حضرت حکایت دارد.همچنین عابده آل علی، از دیگر صفات حضرت است. او را به عنوان زن عابده میشناختند که حتی در کتابهای تاریخی آمده که در شام عاشورا نیز نماز شب آن بانو ترک نشد.
از روایت خطبه فدکیه در پنج سالگی تا تفسیر قرآن
در روایتی آمده است امام سجاد(ع) وقتی از عمه اش زینب(س) یاد میکند او را عالمه غیر معلمه میخواند. این حکایت دارد که آن حضرت، با اینکه در خاندان وحی رشد یافت، و از محضر مادرش و پدرش استفاده کرد و در طول زندگی که برادران بزرگوارش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را همراهی میکرد از آنها استفاده کرد، افزون بر این مورد تأییدات الهی بود و عالمهای غیر معلمه بود که علم خدادادی داشت و این امر از مقام معنوی و اوج عرفانی آن حضرت حکایت دارد. ایشان به مقامی رسید که این شایستگی را پیدا کرد که از علم الهی نیز برخوردار شود. ابعاد علمی آن حضرت را میتوان از روایتهای مختلف فهمید. روزی حضرت زینب(س) کلاس تفسیر داشت و برای بانوان سوره کهیعص را تفسیر میکرد. در خصایص زینبیه آمده است که مخاطب پدرش قرار گرفت و حضرت علی(ع) وارد شد و از دخترش پرسید که شما این آیه را تفسیر میکنید؟ حضرت گفت: آری. حضرت امیر(ع) فرمود ای نور دیده، این حروف رمزی است در مصیبت وارده بر شما عترت پیامبر(ص). در روایات دیگر این رمز با اشاره به حوادث و مصایب کربلا تفسیر شده است. نکته مهم اینجاست که ایشان در زمان حیات پدر، برای بانوان کلاس تفسیر داشت که این امر مقام و منزلت علمی حضرت زینب(س) را به ما میآموزاند.
ابن عباس خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) را از زبان حضرت زینب(س) نقل میکند و گزارش میدهد. حضرت زینب(س) در زمان ایراد خطبه مادرش، در حدود پنج سالگی بوده است. در کتابها و منابع مختلف یکی از راویان خطبه فدکیه را حضرت زینب(س) دانستهاند. شیخ مفید، ابن شهر آشوب و منابع دیگر از طریق حضرت زینب(س) این خطبه را از مادرش نقل کردند. روایت این خطبه عظیم در پنج سالگی نشان دهنده هوش و فراست و حضور ذهن و دقتی است که حضرت در آن سن داشته است. همه اینها از مقام علمی و فضل و دانایی حضرت زینب از خردسالگی تا میان سالگی حکایت دارد که درس تفسیر برگزار میکند و تا جایی میرسد که از او به عنوان عارفه، عالمه و محدثه یاد میکنند. یا به تعبیر امام سجاد(ع) او را عالمه غیر معلمه مینامند.حضرت زینب(س) در کوفه و شام خطبههایی خواندند، ادیب شناسان و عالمان، وقتی به شرح خطبه حضرت زینب میپردازند آن را دارای عظمتی میدانند. زمانی که ایشان در مسجد کوفه خطبه میخواند راویان آن خطبه و کسانی که خطبه حضرت زینب(س) را در میان مردم کوفه یاد میکنند تصریح دارند زمانی که این خطبه را از ایشان شنیدیم زن با حیایی که سخنورتر از او ندیدیم، اینها را بیان کرد. از سخنوری حضرت یاد میکنند و خطبه خوانی حضرت را به خطبه خوانی حضرت امیر(ع) تشبیه میکنند زمانی که در میان کوفیان بود و برای آنها خطبه میخواند.
مادر شهید
پس از شهادت حضرت زهرا(س) تا زمان قیام امام حسین(ع) در تاریخ مطالب چندانی از حضرت روایت نشده است. واقعه مهمی که پس از شهادت مادر تا قیام امام حسین(ع) در تاریخ هست، واقعه ازدواج با پسرعمویشان عبدا... بن جعفر است که در منابع متعدد تاریخی ثبت شده و آمده است. ایشان در زمان خلافت حضرت امیر(ع) به همراه همسرش در شهر کوفه زندگی میکرد و پس از شهادت حضرت امیر(ع) و صلح امام حسن(ع) به مدینه بازگشت و تا زمان قیام امام حسین(ع) در شهر مدینه زندگی میکردند. حضرت زینب(س) دارای پنج فرزند بوده اند؛ هر چند در نام فرزندهای ایشان اختلاف است. فرزندان ایشان را در برخی از منابع بنامهای علی، عون، اکبر، عباس، محمد و دختری به نام أم کلثوم نامیدند، هر چند همان طور که گفته شد در این اسامی اختلافاتی نیز وجود دارد و بنابر گفته ها تنها دو فرزند از فرزندان ایشان در کربلا به شهادت رسیدند که عون و محمد هستند و در تاریخ ثبت است.
خواهری ولایی
زینب(س)، شرطی که برای همراهی با امام حسین(ع) و جدا نشدن از امام حسین(ع) در ازدواج قرار داده بود سبب شد در جریان قیام نیز همراه امام حسین(ع) باشد. زمانی که تاریخ قیام امام حسین(ع) را مرور میکنیم در مواقع مختلف گفت و گوی امام وخواهرشان ثبت است؛ از آغاز قیام در منزل های مختلف در آغاز ورود به کربلا، در شب عاشورا، در صبح عاشورا در عصر عاشورا و زمان شهادت امام حسین(ع) و سخنانی که ایشان با عمر سعد دارند. پس از شهادت امام حسین(ع) در مسجد کوفه و میان کوفیان، سخنانی با ابن زیاد، سخنانی با یزید در شام دارند. همواره حضرت زینب(س) در قیام امام حسین(ع) حضور پررنگی دارند، بنابراین ما در تاریخ کربلا همواره حضرت زینب(س) را حاضر و ناظر میبینیم. این نشانه عظمت و محوریت حضرت زینب(س) است که ایشان همواره در جریان قیام امام حسین(ع) نقش پررنگی داشته و دارد.
در شب عاشورا وقتی امام حسین(ع) نوید شهادت را به یاران میدهد و حضرت زینب اینها را میشنوند، میبینیم اظهار ناراحتی میکنند و امام، ایشان را دلداری میدهند و به نوعی داستان بی وفایی دنیا و هلاکت همه دنیا را یادآور میشوند.
هنگام شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب(س)، عمر سعد را مورد خطاب قرار میدهد و او را سرزنش میکند. این سرزنش کردن حضرت، نسبت به عمر سعد در آن میدان که دشمن یکایک افراد را به شهادت رسانده، اوج حمایت ایشان از امام را نشان میدهد. ما نباید رابطه حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) را تنها رابطه احساسی و عاطفی خواهر و برادری تلقی کنیم. این رابطه نشان از نوعی ولایتمداری است که در وجود حضرت زینب(س) احساس میشود که باید تابع و همراه امام زمانش باشد و در این رسالتی که امام حسین(ع) دارد، با امام زمانش در این قیام شرکت کند و اوج ولایتمداری خود را نشان دهد، این همراهی را تنها نباید بر مباحث احساسی و عاطفی حمل کرد، زیرا این عظمت و شناخت را نسبت به امام زمانش دارد تا جایی که در توان اوست به عنوان یک زن، رسالت خود را انجام میدهد، بنابراین میبینیم تا زمانی که امام حسین(ع) هستند سخنان او بیشتر با خود امام رو در روست. درد دلهای او، همراهی او، پرسشهای او و ... از خود امام مطرح میشود، اما از اولین لحظاتی که امام حسین(ع) در حال شهادت است جلوه و وظیفه اجتماعی حضرت بروز میکند. برابر عمر سعد ظاهر میشود و عمر سعد را مورد عتاب و خطاب قرار میدهد، به گونه ای با عمر سعد صحبت میکند که در تاریخ ثبت است عمر سعد را دیدند که اشک از چشمانش روان شد و تحت تأثیر سخنان حضرت زینب(س) قرار گرفت که در تاریخ طبری یا مقتل الحسین خوارزمی گفت وگوی حضرت زینب(س) با عمر سعد ثبت شده و به تفصیل نکاتی را که ایشان به حمایت از امام فرمودند هست. فرمودند: آیا دارند حضرت را شهید میکنند و تو داری نگاه میکنی! بانگ زد که آیا میان شما مسلمانی نیست؟!
خطبه خوان کوفه
دومین جلوه اجتماعی حضرت زینب(س) پس از شهادت امام حسین(ع) به عهده ایشان افتاد. زمانی که مردم در مسجد کوفه جمع شدند تا اسیرانی را که به نام خارجی از آنها یاد میکنند تماشا کنند وظیفه حضرت زینب(س) است که برای روشنگری مردم و معرفی خود و خاندان صحبت کنند و ایشان سخنانشان را برای مردم کوفه با ستایش خداوند و درود بر پیامبر(ص) که او را به عنوان جد خودش و حتی پدر خودش یاد میکند و به این واسطه اتصال خودش را با پیامبر(ص) گوشزد میکند که ما خارجی نیستیم و از ذریه رسول خدا(ص) هستیم و مردم را بشدت در آنجا سرزنش میکند که مردم به گریه میافتند و جمعیت متحیر و متحول میشود و حضرت از دنیا پرستی و وظیفه نشناسی مردم و از عدم حمایت از خاندان رسول(ص) و بی تعهدی گلایه میکند و آنها را به عذاب الهی وعده میدهد.
زمانی که نزد ابن زیاد میروند، رویارویی حضرت با ابن زیاد نیز شجاعانه است و پاسخ های دندان شکن به وی میدهد. از همه مهمتر زمانی که کاروان اسرا را به شام و مجلس یزید میبرند میبینیم که چه شجاعانه خطبه خوانی میکنند و سپر جان حضرت امام سجاد(ع) میشوند.




نظر شما